السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
30
تفسير الميزان ( فارسي )
بحث روايتى در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم از على ( ع ) نقل كرده كه گفت : بعد از آنكه نطفه چهار ماهش تمام شد ، خداوند فرشته اى مىفرستد تا روح را در آن ظلمات رحم در كودك بدمد ، و اينجا است كه خداى تعالى مىفرمايد : * ( « ثُمَّ أَنْشَأْناه خَلْقاً آخَرَ » ) * كه مقصود از « انشاء خلق آخر » همان دميدن روح است « 1 » . و در كافى به سند خود از ابن فضال ، از حسن بن جهم ، روايت كرده كه گفت : از امام ابى الحسن رضا ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : امام ابو جعفر ( ع ) فرمود : نطفه چهل روز در رحم به صورت نطفه است ، بعد از چهل روز ، چهل روز ديگر به صورت علقه و چون اين چهل نيز تمام شد ، چهل روز ديگر به صورت مضغه است ، كه مجموعا چهار ماه مىشود ، بعد از تمام شدن چهار ماه خداوند دو ملك مىفرستد كه كار آنان خلقت است . مىپرسند پروردگارا چه چيز خلق كنيم ؟ پسر يا دختر ؟ مامور مىشوند به يكى از آن دو . سپس مىپرسند پروردگارا شقى يا سعيد ؟ مامور به يكى از آن دو مىشوند ، آن گاه از مدت عمر و رزق و هر حالت ديگر آن - در اينجا امام چند حالت برشمرد - سؤال مىكنند و دستور مىگيرند . پس از آن فرشتگان آمده كودك را خلق مىكنند و ميثاق الهى را ميان دو چشمش مىنويسند . پس همين كه مدتش سر آمد ، فرشته اى مىآيد و او را به زور به طرف بيرون فشار مىدهد و كودك بيرون مىآيد ، اما در حالى كه از آن ميثاق هيچ چيز به ياد ندارد . حسن بن جهم پرسيد : آيا با اينحال صحيح است كه كسى از خدا بخواهد پسر را دختر و يا دختر را پسر كند ؟ فرمود : خدا هر چه بخواهد مىكند « 2 » . مؤلف : اين روايت از حضرت ابى جعفر ( ع ) به چند طريق ديگر نقل شده ، كه عبارات آنها نزديك به هم هستند . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْناءَ تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِلآكِلِينَ » ) * گفته است : منظور درخت زيتون است ، و اين آيه مثلى است براى رسول خدا ( ص )
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 7 . ( 2 ) فروع كافى ، ج 6 ، ص 13 ، ح 3 .